معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

15

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

دقيق نظران عالم تامل و تدبر « 1 » ، و باريك‌بينان جهان تخيل و تفكر ، در نگارخانه تصور ، چنين نقش كرده‌اند ، و از اوصاف و نعوت الف ، بر صحايف تصوير ، بقلم تقرير و خامه تحرير به اين عبارت تعبير نموده‌اند ، كه الف ، حرفيست رقم راستى بر كشيده « 2 » و شجره‌ايست كه ثمره معانيش بمذاق اهل « 3 » وفاق رسيده ، الف نام دارد ، اما با هيچ حرف الفت نمىگيرد « 4 » و لا جرم در عالم وحدت نقطه و علامت و حركت نمىپذيرد و نيز صورتيست كه خم و پيچ ندارد ، پاكيزه‌سيرتيست كه هيچ آلايش ندارد ، حروف ، همه فرعند و او اصلست ، پيوند همه « 5 » بدوست ، از آن گويند كه الف ، وصلست ، تشرف سبقت دارد و از آن سزاى تشريف است ، معرف‌وار ايستاده ، بجهة آن علامت تعريفست ، اگر كتاب كشور معمور است ، او شحنه كشور است ، و اگر حروف لشكر منصور است ، او قايد لشكر است . به رهگذار قد يار ديدم از ناگاه * كدام قد چو الف بود در ميانه راه راست به درختى مىماند كه باغبان قدرت در باغستان دبيرستان بر كنار جويبار لوح از براى روح گماشته ، نى نى به منارهء مىماند كه مهندس فطرت در جامع قرآن براى ابلاغ اذان احسان برافراشته ، رفيع ناميست كه چون ملازم زبان قصد ملازمت بارگاه كلمة « اللّه » كند اول بسلام وى بايد رفتن ، بلند مقاميست كه چون بلبل « 6 » بيان آهنگ نواى « 7 » ثناى الحمد للّه كند ، اول بر شاخ قد وى آرام بايد گرفتن ، صوفى وشى است سياه‌پوش كه در صدر جريده اولياء مقام ، در درجه اعلا ، دارد ، محبوب و دلكشى است سيم‌اندام « 8 » كه هرجا دلداده‌ايست تير قامتش در درون جان او جا دارد .

--> ( 1 ) - د : و تدبيربينان ( 2 ) - ح : برو كشيده ( 3 ) - د : فراق ( 4 ) - د : الفت نمىپذيرد و صورتيست كه خم و پيچ ندارد . . . ( 5 ) - د : پيوند مىكنند با هم و آن پيوند به كس ندارد . ( 6 ) - د : بلبلان ( 7 ) - د : بدون نواى ( 8 ) - د : دلكش سيم‌اندامى است كه هر كه دل‌دادهء او است در هواى سر و قدش سر بباد داده است بيست هزار سرو كه بر حد اعتدال برآيد .